تبلیغات
کاکه احمدمفتی زاده،مرد پولادین زندانهای ایران
شنبه 25 دی 1389

اهل سنت ایران هوشیار باشید

   نوشته شده توسط: امید    

                                                     وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ‏

 

"  اهل سنت ایران هوشیار باشید  "

 

بنابر خبرهای رسیده در پی شکست سیاستهای حکومت ایران به منظور ترویج تشیع در مناطق اهل سنت که انتصابهای نماینده ولی فقیه و فرمانده سپاه استان کردستان ظرف سه روز اخیرهم حاکی از برنامه های جدید برای اهل سنت غرب ایران است ، همگی دستگاههای سیاسی و امنیتی کردستان شروع به حرکاتی مزورانه نموده اند، که در این میان با توجه به جلسات متعدد شورای تامین استان ( شتا ) حکایت از اقدامات قریب الوقوع علیه اهل سنت دارد.

 

در روزهای 4 و 12 دیماه 89 ، دو جلسه دراستانداری کردستان تشکیل شده است ؛ که دستگاههای سیاسی و امنیتی در چهارم دی ماه مصوب نموده اند که علیه فعالیتهای اقتصادی افراد مکتب قرآن برخورد و مانع کارهایشان شوند ، و در جلسه مورخ دوازدهم دی ماه باز هم  مصوب کرده اند  با  افراد مکتب قرآنی که در مراکز فرهنگی به ویژه آموزش و پرورش مشغول بکارند بشدت برخورد شود   - که البته اقدام علیه دو نفر از اعضای مکتب قرآن بانه (آقایان عثمان عبدی و یاسین قادری) در روزهای اخیر که به منازلشان حمله ور شده و آنها را غارت کرده و حتی وسایل شخصی ، از جمله کامپیوتر آنها را با خود برده اند با این مصوبات بی ارتباط نیست – و این برخوردها در حالی است که مکتب قرآن بنابر حکم رهبر خود کاک احمد مفتی زاده وظیفه بالفعلش تزکیه خود و دعوت و هدایت دیگران است بدون فعالیت های سیاسی –  پس با توجه به هیچگونه فعالیت سیاسی هرگونه برخورد با مکتب قرآن صرفا ً عقیدتی است و بارها ملاهای اعزامی از قم به کردستان اعلام داشته اند که مکتب قرآن مانع رشد مذهب تشیع در کردستان است.

 

 لذا اهل سنت ایران بایستی در انتشار اخبار خود بیش از پیش فعالانه عمل کند ، که این گرگ سالهاست که با گله آشناست.

 

  

15/10/1389

کردستان بیدار – خبر از طرف هوشیار خواننده آگاه وبلاگ

www.kurdistanebidar.blogsky.com

 

لطفا ً اطلاع رسانی کنید


پنجشنبه 16 دی 1389

برخورد وهتاکی به اهل سنت به نام مقابله با وهابیت!!!

   نوشته شده توسط: امید    

 

اخبار مکتب قرآن

به گزارشهای رسیده ازشهرستان بانه درمورد آقایان عثمان عبدی و یاسین قادری که سه شنبه شب ساعت یک نصف شب به بعدنیروهای امنیتی و اطلاعاتی به خانه های آنان حمله ورشدند وتعدای زیادی جزوه،نوار،موبایل و کامپیوتر و...با خود برده بودند،امروز آقای عثمان عبدی را به شهرسنندج انتقال داده وبه دو اتهام در زندان سنندج به سر می برد:

۱-پیروی ازافکارو اندیشه علّامه کاک احمد مفتی زاده

۲-اعتراض به توهین های آخوندی شیعی درجلسه ی بررسی نحله‌های فکری انحرافی به بزرگان اهل سنت!!

قبلاًسایت شمس ایران خبرتوهین های آخوندصادراتی را به بزرگان اهل سنت درسایت خود درج کرده بود،متن خیر را ذیل این خبربرای اطلاع خوانندگان عزیز درج کردیم:

http://www.shams1360.org/index.php?ac=Peyamekan&peyam=184

اخبار شمس » توهین به بزرگان اهل سنت

بنابه گزارشهای رسیده از شهرستان بانه، در ادامه‌ی برنامه‌ی فشار بر اهل سنت مبنی بر محوریت سنی زدایی و شیعی گرایی روز دوشنبه بیست و چهارم آبانماه 1389، در جلسه‌ای که‌ برای روحانیون و معلّمین عربی و بینش اسلامی در یکی از سالنهای اجتماعات این شهرستان با عنوان بررسی نحله‌های فکری انحرافی برگزار شده‌ بود. سخنران که یکی از آخوندهای شیعی صادراتی حوزه علمیه‌ی قم به مناطق اهل سنّت بود، شروع به هتّاکی به علمای بر جسته‌ی اهل سنّت من جمله: امام ابن تیمیه، و ابن قیم جوزی، شیخ محمد عبده و...  (سلام الله تعالی علیهم) نموده و تحت عنوان وهابیّت، بی ادبانه اعتقادات اهل سنت را مورد تمسخر قرار میدهد. ولی هیچکدام از روحانیون مدعو به جلسه، کوچکترین عکس العملی نسبت به بی ادبیهای جناب آخوند نشان ندادند، در حالی که در میان حضّار در جلسه افرادی مانند ملا محمد علوی مشهور به ملای یکشوه حضور داشتند که‌ علی رغم تذکرات چندین نفر به وی نسبت به عدم اعتراض ایشان در برابر بی حرمتی به علمای بر جسته‌ی اهل سنت همچنان سکوت اختیار می کند و همه می دانند که نامبرده چگونه در خطبه‌های جمعه‌ی روستای یکشوه‌ی بوکان، بزرگان اهل سنت و جماعت از جمله: اسوه‌ی مقاومت اهل سنت علامه احمد مفتی زاده را کافر و مرتدّ میداند و ...

در بین معلمین حاضر در جلسه چند نفر که توان تحمل شنیدن بی حرمتی و فحاشی نسبت به شخصیتهای بر جسته و اعتقادات اهل سنت را نداشتند، پس از اعتراض و جواب دادن به توهین و هتاکی‌های آخوند شیعی، به نشانه‌ی اعتراض جلسه را ترک می نمایند. متعاقبا یکی از معلمین بدستور نیروهای امنیتی بازداشت شده و چند معلّم دیگر هم که نسبت به بی ادبیهای آخوند شیعی اعتراض نمودند، مورد توبیخ و تهدید رئیس آموزش و پرورش شهرستان قرار میگیرند.

 

منبع:www.trfie.blogfa.com


چهارشنبه 15 دی 1389

اخبار مکتب قرآن

   نوشته شده توسط: امید    

 

اخبار مکتب قرآن:

درجهت ایجاد وحدت میان شیعه وسنی !!!  

 

سه شنبه شب مورخه 89/10/14 ، نیروهای اطلاعاتی و انتظامی جمهوری اسلامی در شهرستان بانه ساعت یک بعد از نصف شب ، به منازل آقایان عثمان عبدی و یاسین قادری که از افراد مکتب قرآن (پیرو علّامه کاکه احمد مفتی زاده )می باشند،حمله ور شده و ضمن دستگیری آنان پس از تفتیش کامل منزل،کامپیوتر  و کلیه اسناد و مدارک شخصی ایشان را با خود برده اند.  

 

تالحظه تغییر این خبر از سرنوشت افرادنامبرده خبری دردسترس نیست. 

  

http://trife.blogfa.com/


چهارشنبه 15 دی 1389

« ردّ شبــــــهات »

   نوشته شده توسط: امید    

« ردّ شبهات »

بسم الله الرحمن الرحیم

بطور کلی اساسی ترین و مهمترین برنامه ی کاک احمد مفتی زاده ـ سلام الله علیه ـ این بود که برداشت و تفسیرش از قرآن و سنّت را به مسلمانان خصوصاً ملّت ستمدیده¬اش آموزش دهد و مؤمنانی شایسته و متعهّد برای خدمت به دین و بندگان خدا تربیت کند. امّا دشمنانش، وی را به ناحق، ده سال در زندان تحت شکنجه های طاقت فرسای جسمی و روحی قرار دادند تا به پندار خام خود، سدّ راه تلاش و جهاد خداپسندانه اش شوند، بی خبر از آنکه طبق سنّت الهی هرگز زحمات مخلصانه و آثار پر برکت مجاهدان راه خدا، عقیم و بی ثمر نخواهد ماند.

گذشته از دشمنان کینه توز، متأسفانه سالهاست برخی از مسلمانان نیز ـ اندیشه و روانشان با قالبهای خشک تشکیلات، چنان منجمد گشته که چشم دیدن جمع غیر خود را ندارند و از سر حسادت ـ همگام با دنیا پرستان خداناپرست از دشمنی با آن مجاهد فی سبیل الله و عاشق دلسوخته ی رسول خدا ـ ص ـ دریغ نورزیده و با بی انصافی تمام، دروغ ها ساختند و به شایعه سازی ها پرداختندـ که شرح آنهمه بی مهری و بی تقوایی 1   با ارائه ی مدارک مستند به کتابی مستقلّ نیاز دارد ـ از جمله اقدامات آن برادران فریب خورده در چند سال اخیر طرح و پخش سؤالاتی عوام فریبانه و سفسطه آمیز علیه کاک احمد بوده است.

آنها به جای اینکه به صراحت و شهامت بگویند: «نام کاک احمد را فراموش کنید» و «از تبلیغ اندیشه هایش دست بردارید» و «از راه و روش و آراء و نظرات وی پیروی نکنید» همین معانی و مفاهیم مذکور را در قالب سؤالاتی مغالطه آمیز القا می نمایند، به خیال آن که در ذهن مردم خصوصاً جوانام مسلمان شبهاتی ایجاد کنند تا به تدریج توجّه و علاقه به اندیشه و آثار آن بزرگوار به فراموشی سپرده شود.

امید است پاسخ های مختصر در رساله ی حاضر به شبهات مذکور، برای اهل خرد و انصاف کافی باشد. خداوند متعال به پیروان مکتب قرآن (شاگردان و پیروان وفادار و مخلص کاک احمد) توفیق دهد تا با لیاقت و شایستگی حاصل زحمات آن بزرگوار را به بندگان خدا برسانند.

« رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»

«اللهمّ وفّقنا لِما تحبُّهُ و ترضاهُ»

 


--------------------------------------------------------------------------
1«طبق آیه ی هشت سوره ی مائده هر مسلمانی مکلف است هنگام قضاوت و صحبت، حتی درباره ی دشمنان اسلام نیز به عدالت رفتار کند و حق ندارد با بی تقوایی درباره ی آنها سخن بگوید امّا این افراد، حتی نسبت به مجاهد بزرگی چون کاک احمد و پیروان مکتب قرآن، با عدالت و تقوا رفتار نمی کنند و از روی عمد، دروغ ها می سازند و تهمت ها می بافند؟!»

سؤال 1: چرا شما از کاک احمد پیروی می کنید در حالی که می دانید او از اشتباهاتش، سخن به میان آورده است؟

جواب: اوّلاً، می دانیم که کاک احمد به علّت عدم آمادگی های لازم پرورشی یارانش برای انجام فعالیّت های سیاسی ـ که به حکم اضطرار به آن تن داده بودند ـ به برخی اشتباهات در گذشته، تصریح نموده و همزمان به وضوح بر اعتماد به صحّت اصل مسیرش نیز تأکید کرده است. ناگفته پیداست این اقدام شجاعانه و صادقانه، بسیار آموزنده و شایسته ی تحسین است امّا سرپوش گذاشتن به قسمت دوّم سخن او ( تأکید بر صحّت اصل مسیر) و علم کردن قسمت نخست آن و تلویحاً تعمیم دادنش به همه ی افکار و اندیشه و حاصل زحمات آن بزرگوار از سوی افرادی بدخواه مغالطه ای آشکار است و  کسی که انصاف و تقوا داشته باشد به دروغ پردازی و عوام فریبی رویی نمی آورد.


ادامه مطلب

دوشنبه 13 دی 1389

اخبار مکتب قرآن

   نوشته شده توسط: امید    

 

اخبار مکتب قرآن

دریک اقدام از سوی سیستم فیلترینگ جمهوری اسلامی!! ایران برای چندمین بار پیاپی سایتهای رسمی  و وبلاگ های مرتبط با افکار واندیشه های علّامه کاکه احمد مفتی زاده فیلتر گردید.

 

                  در صورت اعلام آدرس جدید ازسوی مکتب قرآن،اطلاع رسانی خواهیم نمود.


دوشنبه 6 مهر 1388

تحقیقی در مورد حضرت ام المومنین عایشه (س )

   نوشته شده توسط: امید    

تحقیقی در مورد  حضرت ام المومنین  عایشه (س )                                              

                                                  بُـهــتـان

مهدی ممکن

جمازه(1) ‌باگام‌های منظم و بلند رو به مدینه پیش می‌رود، سر را فراز و کمی مایل به چپ نگاه داشته با چشمی راه را بررسی می‌کند و با چشم دیگر سوار خود را می‌پاید تا به فرمان اشاراتش از گردش متناوب چپ و راست غافل نباشد و بدین ترتیب میدانی گسترده از دیده‌بانی برای سوار فراهم گردد.

اثر پای جمازه در مسیر مارپیچ، فقط لحظاتی بر شن روان باقی می‌ماند و به‌سرعت محو می‌گردد. هرازگاه، سوار جمازه را به توقف وامیدارد و بر بلندای کوهان او راست می‌ایستد؛ قامت رشید او بر ارتفاع جمازه برج دیده‌بانی را تکمیل می‌نماید؛ سوار از دو چشمه باز دستاری که سر و صورت را در آن پیچیده، چشمان تیزبین شاهین‌وارش کران تا کران اقیانوس رمل را از نظر می‌گذراند و چون اطمینان می‌یابد همه‌چیز عادی است نواله(2)ای به دهان رفیق راهوارش می‌گذارد و به راه ادامه می‌دهد؛ این توقف و دیده‌بانی صحرا تکرار و تکرار می‌گردد... همه‌جا یک‌رنگ همه‌جا یک‌نواخت همه‌جا سکوت، تنها زمزمه‌ی باد که بر رمل شیار می‌زند هماهنگ ریتم گام‌های جمازه بر خاک گوش را نوازش می‌دهد؛ ناگاه در پهنه‌ی سوزان آفتاب که توده‌های لرزان هوا چشم را به خطا می‌اندازد و تشنگان بادیه را به سراب می‌فرستد، از دور در آن‌جا که زمین و آسمان فصل مشترک دارند، توّهم رنگ‌باخته‌ی سایه‌ای نظرش را جلب می‌کند، در کشش این فریب، آسمان را در جست‌وجوی لکه ابری وارسی می‌کند؛ اما آسمان خشک و خسیس صحرا را دریغ؛ پس چیست؟! جایی که سنت حاکم تحمل مردار را هم ندارد این چیست که بر بودن و ماندن چنین پای می‌فشارد!؟ کنجکاوی بر او شتاب می‌بخشد و جمازه را، هی می‌کند؛ به میزانی که پیش می‌رود هاله مات و لرزان پس می‌زند و جا خالی می‌نماید. در ناباوری سوارکار، پیکر یک انسان که رمل بخشی از آن‌را در خود فرو برده است نمایان می‌شود؛ جمازه را متوقف ساخته و با احتیاط نزدیک می‌شود؛ آه خدای من این چه روِیای نابهنگام است که مرا در برگرفته است؟ صفوان به چشم‌هایش باور ندارد و به درک خود از آن‌چه در پیرامونش می‌گذرد شک می‌کند؛ مجدداً نگاه می‌کند، اشتباه نکرده است، آن‌که چنین آرام خفته است همسر بنده‌ی محبوب رسول خداست. زیراندازش بیابان بی‌کران و رواندازش آسمان بی‌پایان، در تابش آفتابی که خزندگان صحرا از گزند سوزنده‌اش به عمق خاک پناه می‌برند؛ در پناه ایمان برکپه‌ای رمل سر نهاده و تسلیم خواست پروردگار.

 


ادامه مطلب

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
 

توضیحی مختصردرباره آیه چهلم سوره ی توبه

خداوند تعالی پس ازآیات سی و هشتم و سی و نهم سوره ی توبه،که عتاب و تهدید شدیدی است نسبت به مؤمنانی که از رفتن به تبوک حاضرنمی شدند،وچون بار سنگینی به زمین چسبیده بودند،در آیه چهلم می فرماید:

إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُواْ ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ(توبه40).
در روز دوشنبه شانزدهم آذرماه سال یکهزار و سیصد و هفتاد ویک،در بحثی به نام "تفسیر قرآن"که از رادیو پخش میشد،شنیدم که گوینده تفسیر(!) چهار بار عبارت « لاَ تَحْزَنْ» رابه: «نترس» ترجمه کرد.و بعد گویی که این ترجمه صحیح است،به دنبال علت ترس میگشت!می گفت:گفته اند ترس ابوبکر برای خودش نبوده است،بلکه به خاطر پیامبر بوده است.وبعدخیلی خوشحال ازاینکه جواب این سخن را یافته،می گفت:اگرچنین بود،می بایست گفته می شد:لاتحزن لی!پس معلوم می شود ترس ابوبکر به خاطر خودش بوده است،سپس بسیار زیرکانه(!)گفت:البته ترس درافرادبشرمنهای اولیاءالله امری عادی است.برای عادی ترین بشرمطرح است.طبیعی هم هست.
این تحریف به نام تفسیر،موجب شدکه توضیح بسیار مختصری درباره این آیه،وفضائلی که فقط دراین آیه برای حضرت ابوبکر- علیه السلام-اثبات شده،بنویسم که امیدوارم دردرگاه الهی به عنوان عملی صالح مقبول افتد.آمین.
1- ترجمه ی ساده این آیه چنین است:«اگرپیامبر-ص- را یاری نکنید(به خودتان ضرر می زنید،وخداوند او را حتماً یاری خواهدکرد،وقبلاً هم بارها نصّرت الهی را در حق وی مشاهده کرده اید.ازجمله دیده اید در شرایطی بمراتب سخت تراز حالا)خداوند اون را یاری کرده است:هنگامی که حق ستیزان وی را بیرون کردنددرحالی که دومین دوتن بود- آن هنگام که درغار بودند-وقتی که به یارش می گوید:اندوهگین مباش،زیرا که خداوند باماست.پس خداوند آرامشش را بروی فرو فرستاد،و وی را با لشکریانی که نمی دیدتأییدکردو...
2- درتأمل درسیاق وهمچنین آیه نشان میدهدکه سخت ترین شرایطی که خداوند،پیامبرخود را یاری رسانده است،سفرِهجرت است.زیرا ذکر این مورد درمقابل حالتی است که مسلمانان ازلحاظ عِدّه وعُدّه دربهترین شرایط خود بوده اند.درحالی که درسفرفقط دونفر بودند:« ثَانِیَ اثْنَیْنِ».
3- مقصد اصلی اخراج،وجود مبارک پیامبر- ص- است.«أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُوا»؛واگر حضرت ابوبکر با ایشان نمی رفتند،کسی معترض ایشان نمی شد،واین یکی از بزرگترین شرفهای حضرت ابوبکراست که در سخت ترین شرایط از روی آگاهی و اختیارکامل،افتخارهمسفری با رسول خدا را نصیب خودش کرده است،واز طرف دیگر نشانه اعتمادکامل،وبالاترین اعتماد حضرت رسول به حضرت ابوبکر که ایشان را به همراهی درسخت ترین ومهّم ترین سفرتأریخ اسلام برگزیده است.
4- ازکاکه احمد شنیده ام که:اضافه عدد ترتیبی به عدد اصلی دالّ برتقارب و نزدیکی معدودین ازنظر گوینده است،مانند:ثالث ثلاثه،که هم رتبه بودن و مانند هم بودن هرسه رانزد قائلین به تثلیث نشان میدهد.
قائل تعبیر،« ثَانِیَ اثْنَیْنِ»خداوند متعال است.وهمین بزرگترین شرف حضرت ابوبکراست که درچشم خداوند،نزدیک وشبیه است به محبوبش،صلی الله علیه وسلم.
5- ذکر ضمیر تثنیه ی« هُمَا فِی الْغَارِ»،شرف دیگری است که نصیب هیچ کس نشده است.خداوند حضرت رسول- ص – وحضرت ابوبکر- رض – را باهم وبدون هیچ فصل وجدایی،باضمیر تثنیه ذکر فرموده.احساس میکنم که دلم می فهمدکه تعبیراز ایشان به« هُمَا» چه طعمی دارد،ولی قلمم از بیان آن ناتوان و درمانده است.
6- درتعبیرلِصَاحِبِه،حداقل پنج شرف مهم نهفته است:اول- اضافه تشریفی. دوم- این ترکیب اضافی فرموده خداونداست.سوم- مطلق است. چهارم اختصاصی است.پنجم سخن گفتن پیامبر- ص- با وی(لام تبلیغ)است،« صَاحِبِ»آنچنان که از کتب لغات مقاییس و مفردات و.. برمی آید،کسی را گویند که با یارخود مصاحبت ونزدیکی و رفافت طولانی داشته باشد.خداوند شرفِ صاحبِ رسول بودن را در قرآن جاودان خود،برای حضرت ابوبکر جاودانه کرده است،ازآنجا که این تعبیر،مطلق از قید زمان است نشانگر ادامه ی صحبت در برزخ وجنّت وبعدازآن نیر می باشد،درقرآن چنین تعبیری یک مورد،و درخصوص حضرت ابوبکر ذکرشده است.
7- اینکه نام حضرت ابوبکر بعنوان عطف بیان پس ازذکر«صاحبه»نیامده،خودشرف دیگری است که نشان دهندی مقام اول ایشان درمیان اصحاب-رض- است،زیرا درقرآن تعابیری مانند:...«عبدنا داود»(ص17)،یا«عبدناأیوب»(ص41)و... وجود دارد،وازطرف دیگر تعابیری مانند:...«مما نزلنا علی عبدنا»(بقره23)،«سری بعبده»( إسراء 1)و موجود است.
در مواردی که کلمه ای این چنین است،مطلق ازبیان ذکر می شود،مرادفرد اعلای آن مورد است.
یعنی:وجود مبارک پیامبراکرم- ص- مظهر اعلای عبودیت،و اول العابدین،وحضرت ابوبکرصدّیق- س- مظهر اعلای صحبت،و اول الاصحاب است.
ازاینجا غفلت عده ای از معتزله که قائل به أفضلیّت حضرت ابوبکرنبوده اند،هویدا می شود.
8- « لاَ تَحْزَنْ»،یعنی اندوه مدار،حتی تعبّیر اندوهیگن مباش که درترجمه ساده آیه آمد درست نیست؛زیرا نفرموده:لا تکن حزیناًکه نشانگر ثبات اندوه باشد.تعبیرفعلی فقط حدوث رامی رساند.بنابراین ترجمه ی« لاَ تَحْزَنْ» به نترس،تحریف است نه تفسیر.تمام کتب لغت،وقرآن کریم که درموارد زیادی خوف وحزن را با هم به عنوان دوحالت مطرح کرده،شاهد مردود بودن این تحریف متعصّبانه است.
اگرچنین باشد باید درترجمه:لا تخاف ولا تحزنو(فصلت)بگوییم:نترسید و نترسید!
9- واین گفته که،برای بشر عادی منهای اولیاءالله ترس مطرح است،قول باطلی است که به منظور خارج ساختن معنای صحبت و صدق،از زمره ی اولیاءالله،شیطان برزبانش راند.آنچه که گوینده این قبیل مسائل وامثال وی دراین تحریفات بدان متمسّک می شوند،آیه ی شریفه:
« أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»(یونس 62)است که مراد از آن را درنیافته اند.سادترین نشانه باطل بودن این چنین درکی درآیه،درچندآیه بعد،درخطاب «وَلاَ یَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ...»(یونس65)خطاب به حضرت رسول- ص- آمده است.یعنی:برای ایشان هم حزن مطرح است.جوامع روایی- حتی مورد قبول گوینده ی تحریف- همه درذکر ماجرای مرگ ابراهیم – ع- فرزندمحبوب رسول خدا-ص- عبارت«إنّاعلیک یا ابراهیم لمحزونون»راآوارده اند.خداوند درمورد حضرت موسی-ع- می فرماید:
‏ «فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ-خِیفَةً مُّوسَى»(طه67)؛یا«أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِینَ»(قصص31).و درمورد حضرت یعقوب- ع- می فرماید:«‏وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ ..»(یوسف84)یا باز درمورد حضرت موسی :«فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً..»(قصص21)،یا«فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ»(قصص33)؛..
تازه اگرآیات درمورد حضرت موسی وحصرت یعقوب –ع-‏«نصّ»بر وجود خوف وحزن می باشد،نهی لاتحزن درمورد حضرت ابوبکر«نصّ» بروجود حزن نیست.زیرا می شود به کسی که محتمل است اندوهگین شودبگوئی:لاتحزن؛همچنانکه درست است به کسی که احتمال دارد بترسدبگویی:لاتخف.
اینان- صلی الله علیهم – ازبزرگترین اولیاء خداوند اند که به نص قرآن هم خوف برایشان پیش آمده و هم حزن.
همین مختصرکافیست که نشان دهد که مراد ازآیه شریفه«الاأن اولیاءالله..» بشارتی است مربوط به حیات پس از مرگ،ونه حیات دنیا.تفاوت مؤمنان راستی با دیگران درنبودن خوف و حزن نیست؛بلکه اولاً:در مقدار خوف وحزن است؛ثانیاً:درمتعلّق خوف و حزن است و ثالثاً:در عدم دخالت خوف و حزن درادای مسؤلیّت عبودیّت و بندگی است.
منشأ این حزن حضرت ابوبکر را،کاکه احمد درشعرروح نواز و دل زنده ساز«کوچی ره حمه ت»درتفسیرچهار آیه سوره محمد-ص- که درسفرهجرت نازل شده، با بیانی درخورآن ماجرای با عظمت را روشن کرده اند.دقت درآن شعرنشان می دهدکه تعصب و فرقه گرایی،انسان را ازدرک چه معارف والایی محروم میکند،خداوندا از شرتعصّب به تو پناه می بریم.
دقّت درخود خوف و حزن ومنشأآنها هم به خوبی نشان می دهد که حیات دنیا محکوم به وجود خوف و حزن است،واین دار،داری نیست که خوف و حزن ازآن رخت بربندد،حزن حالتی است درانسان که اولاً:مربوط به گذشته یا حال است و ثانیاً:منشأ آن(نقصان)است،و خوف نیر حالتی است در انسان که اولاً:مربوط به حال یا آینده است و ثانیاً منشأ آن(فناپذیری است).
حزن همیشه وقتی وجود دارد که نقصانی وجود دارد،وخوف همیشه وقتی مطرح است که احتمال از بین رفتنی وجود داشته باشد،وچون حیات دنیا اسیرچنگال نقصان و فناست هیچگاه حزن و خوف از میان نخواهد رفت.
عدم حزن مربوط به داری است که:
‏« لَهُم مَّا یَشَاؤُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ»؛(ق35)و:« وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ »(زخرف71)و«‏ وَكَأْساً دِهَاقاً ‏»(نبأ34)،و...
وعدم خوف دردالقراری که:«....وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِینَ»(حجر48)؛ و:«لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ »(واقعه33)و«‏لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ..»،(دخان 56).
توجه به آیات زیرهم به وضوح مطلب می افزاید:

‏‏« أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» (یونس 62)
 ‏
قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ(38) وَالَّذِینَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ(39) بقره
ازدقت درتقابل این دو آیه روشن می شودهم چنانکه وعید کافران مربوط به آخرت است،وه عدی تابعین هدایت هم مربوط به آخرت است.
                       
                             چشم بازو گوش بازو این عمی؟!
ممکن است اشکال کنندکه به دنباله ی آیه میفرماید:لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ(64)
این اشکال دوجواب دارد.
اول:اگر"ال" البشری عهدذکری باشد،معنایش این است که این اولیاءالله،خوفی وحزنی درآخرت ندارند،(به دلیل مطالب قبل)هم دردنیا به آنان داده می شود،وهم درآخرت،یعنی:«فی الدنیا»ظرف بُشری هست نه ظرف تحقق بُشری،ودرآخرت هم درمراحل مختلف به آنان یادآوری می شود.
و دوم:اگر:"ال"جنس باشد،یعنی:مژده های حیات بخش الهی – که یکی ازآنها همین عدم خوف وحزن درسرانجام است- چه در دنیاوچه درآخرت مخصوص دوستان خداست،مژده های دنیوی هم مانندانواع وعده های نصرت وتأیید ودفاع وغیر آن ومانند بشارت باعظمت« إِنَّ اللّهَ مَعَنَا »
10- معلوم است بشارت« إِنَّ اللّهَ مَعَنَا »مفید معیّت تأییداست،واین بشارت هم مطلق ازقید زمان ومکان است،پس تأیید ومعیّتی است دنیوی وأخروی وآن زمان هم که پروردگات چیزدیگری را بخواهد:
«خَالِدِینَ فِیهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا یُرِیدُ»(هود107).
ذکرضمیرجمع هم،درمقایسه با فرموده ی حضرت موسی-ع- «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی»(الشعراء62)دلالت خاص خود را دارد.
11-فأنزل الله سکینتهُ... هم بیانی تفصیلی مجمل فقدنصَرَهُ اللهُ است.
12- ذکر کلّ این ماجرا هم درقرآن،شرفِ دیگری است که حضرت صدّیق-س-بدان افتخار وبزرگی یافته است.

اللهمّ صلّ وسلم وبارک علی سیّدنا محمّدوعلی آله وصاحبه وصحبه المخلصین وآخر دعوانت أن الحمد لله ربّ العالمین.

                       شب جمعه بیستم آذرماه بکهزاروسیصدو هفتادویک
                                                 تبعیدگاه اردبیل


دوشنبه 6 مهر 1388

نشانه قلب سالم....

   نوشته شده توسط: امید    

کاکه احمدمفتی زاده